منوچهر اميرى
6
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
آذريون بنا به تصريح ابو ريحان در صيدنه همان آذرگون است « آذريون هى الحنوه فى ارض العرب . . . و اسمه بالفارسيه غير معرب اذركون اى انه على النار فى - الاشراق » ( الصيدنه ، ب 14 ) . صاحب اغراض نيز به جاى آذريون آذرگون نوشته است : آذرگون معروف است گرم و خشك است اندر درجهء سوم دل را قوت دهد ليكن خشمناكى فزون از فرح آرد ( اغراض ، 612 ) . ابن بيطار آذريون را نوعى از اقحوان نوشته است ( ابن - بيطار ، ص 16 ) . به فارسى گل آفتابپرست نامند نباتى است ما بين شجر و گياه به قدر زرعى برگش بيزوايد و نرم به قدر برگ جرجير و با اندك زغبيه و گلهاى او بزرگ و پهن و مدور و زرد درخشنده و در وسط او برگهاى ريزه سياه مايل به سرخى و بغايت خوشمنظر و هميشه رو به آفتاب دارد و به حركت او دور مىكند و برى او قوىتر از بستانى است ( تحفه ، 17 ) . آذريون معرب آذرگون است و اقوال فرهنگنويسان مانند شعرا در معنى آن نهايت مختلف و مضطرب است و آن را چيزى و نوعى بابونه و سطر و قيون و اقحوان و زبيده و كحله و گاوچشم و هميشه بهار و نوعى از شقايق و گل آفتاب پرست و امثال آن گفتهاند ( دهخدا ) . استاد معين در حواشى برهان قاطع در شرح لغت آذرگون به استناد دايرة المعارف اسلام چنين مىنويسد : « در عربى « آذريون » گياهى است به بلندى يك ذراع ، داراى برگهاى كشيده به طول يك انگشت و گلهاى سرخ و زرد و بوى بد ، و ميانهء آن سياهرنگ است . هويت اين گياه هنوز تعيين نشده در يونانى Xer zarion مترادف Commun ) Sencio vuldris ( Sencon است . تفصيلاتى كه نويسندگان عرب در باب اين گياه آوردهاند منجر به - انتخاب بين Buphtalmos و Calendula officinalis ( گل هميشه بهار ) گرديده است . » صاحب شرح اسما ذيل بخور مريم مىنويسد : ان هذا الاسم واقع على - اصول العشبة التى يقال لها اذريون ( شرح اسماء م 55 ) . مايرهوف نيز اين لغت را باستناد فوللرس ماخوذ از « آذرگون » به معنى گل هميشه بهار Le Souci دانسته است كه به لاتينى officinalis Calendula يا Calendula مىباشد ( همان كتاب ، م 55 ) . آذرگون . . . گياهى از تيره مركبيان كه علفى و يكساله مىباشد . ساقهاش راست و منشعب و بهطور خود رو در مزارع و اراضى مزروع غالب نواحى معتدل مىرويد ، هميشه بهار ( فرهنگ معين ) .